تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پیچک ( فردوس اعظم )
پیچک ( فردوس اعظم )
شعر و ادب پارسی


در كشور دلم بخدا شهرياري تو



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 خرداد 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو

می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینیی اواز دارد چشم تو

کار حیرت اوری در چشمهایت دیده ام
دختر پیغمبری؟ اعجاز دارد چشم تو

در نگاهت خوانده ام اشعار نغز "خاجه" را
جلوه های گلشن شیراز دارد چشم تو

پشت چشمان سیاهت روشنی خوابیده است
یک چمن،یک باغ چشم انداز دارد چشم تو

می برد عطر نگاهت عقل و هوشم را،مگر
شیشه ی عطر غزل را باز دارد چشم تو؟


فردوس اعظم 

برچسب ها : ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو ( فردوس اعظم ),

موضوع : اشعار فردوس اعظم -15 , | بازديد : 243

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |


مثل فواره تو هی پایین و بالا میروی
قطره ای افتاده بر رود و به دریا می روی

پرده ی نابــــاوری پوشیده چشمان تو را
با همین پوشیده چشمی تا کجا‌ها میروی

هر زمان نو می‌شود فکر و خیال ماندنت
چون قلندر میشوی بیهوده هر جا میروی

در خیابان‌های شهر و ازدحام بی‌کسی
روزگاری میشود تنهای تنها میروی

مثل گنجشکی و هم پرواز عنقا نیستی
لیك می‌بینم که پشت بال عنقا میروی

بار‌ها گفتم به سمت نامرادی ها نرو
بار ها تاکید کردم بی محابا می روی

با توهستم،اندکی اندازه ات را حفظ كن
گاه می‌بینم که سمت جنگ و دعوا میروی

 


فردوس اعظم

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آلوده غم است و كدورت نگاهتان
ای وای از زمانه و بخت سیاهتان

خود را به سان آیینه ها خوانده اید و لیك
در هیچ نامه جای نگیرد گناهتان

راهی که می روید به گودال می رسد
آیا ندیده اید، خطا هست راهتان؟

ما راست گفته اییم و شما کذب گفته ایید
آری همین نگاه بود اشتباهتان

آینده را به دیده امروز ننگرید
روشن نگشتنی است چراغ پگاهتان

 


ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ

 

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |


من قصد كرده ام كه دگر گپ نمى زنم
از دست تو به هيچ نفر گپ نمى زنم

آتش زدم جزيره ى اشعار سبز را
پيشم نيا به ديده ى تر گپ نمى زنم

اى شب، ستاره، ماه، خدا حافظ شما
با افتاب، مرغ .ﺳﺤﺮ گپ نمى زنم

دردى لب و دهان مرا سخت دوخته
حتا به مادرم، به پدر گپ نمى زنم

من قهر كرده ام و ﻋﻠﯽ رغم اين سكوت
با پنجره، اتاق و در گپ نمى زنم

گه گاه با خداى خودم حرف مى زنم
پيش خدا ز دست بشر گپ نمى زنم

ميخواست او به شعر مرا رام خود كند
گفتم: از اين خيال گذر، گپ نمى زنم

اى دل صبور باش كه ازرده ام ترا
اى لب مرا ببخش اگر گپ نمى زنم

گاهى خودم براى خودم ،غبطه، ميخورم
افتاده ام ز بام نظر گپ نمى زنم

اى مرگ بى خبر به سراغم بيا، مرا
تا جاده هاى دور ببر، گپ نمى زنم

ابرى كه پشت پنجره بى ايست مى گريست
فهميده بود من چه قدر گپ نمى زنم

 


فردوس اعظم

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


داغیست داغ ننگ و ریا بر جبین ما
زشت است زشت دیده آیینه بین ما

آیات و استناد و احادث دروغ نیست
این را که گفته است کتاب مبین ما

اما شما بهانه تراشان چرا ,چرا
تردید میکنید بر آیین و دین ما

وقتی که در برابر آینده سرخمیم
فردا چو روشن است ,هزار افرین ما!

جز پیش پای خویش رهی را ندیده اییم
كور است كور دیده آینده بین ما

انگیزهای برای غزل های شاد نیست
درد است درد حرف دل آتشین ما

اینجا که آفتاب حقیقت غروب كرد
آری ,چراغ مرده در این سرزمین ما

با این نگاه پست به جای نمی رسیم
این است حرف اول و هم آخرین ما


فردوس اعظم
 

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 


شعر می‌گوییم و ﺫﻫﻦ ﺧﺸﮏ ﺭﺍ ﺗﺮ می كنیم
خویش را با حافظ و سعدی برابر می كنیم

این که می‌گویند شعرت ﻣﺤﺸﺮ است، این راست نیست
ما ولی این گفته‌ها را زود باور می كنیم

پیش یاران مجازی صحبت از عشق و امید
جای دیگر مطمئنا فکر د‌یگر می كنیم

گاه، چون اعصابمان می‌گردد از کاری خراب
دستمان را جانب ﺳﻴﮕﺎﺭ و سا‌غر می كنیم

پیش فرزندان و همسر نیست میل گفتگو
خویش را اما فدای ﺭﻭﯼ دلبر می كنیم

دوستان آیینه یکدیگرند ﺍﻣﺎ چرا
صورت آیینه‌ها را ﻣﺎ مكدر می كنیم؟

زنده‌ها چون در شمار رفته‌ها جا می شوند
آن زمان کار ستایشنامه را سر می كنیم

"ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ای " هم نیستیم
خویش را در هفت شهر عشق داور می کنیم

 

ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ

 

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﯿﺎ ، ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ !
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﮕﺮم ﺭﻧﮓ ﺳﯿﺎﻫﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ !

ﺟﻤﻊ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻛﻨﻮﻥ ﻫﺮ ﻃﺮﻓﯽ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ
ﺳﺒﺐ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ؟

ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻡ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺩﺭﺩﺕ ﺍﻣﺎ :
ﺳﯿﻞ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮐﻨﯽ ﺍﺯﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ

ﻫﯿﺞ ﮐﺲ ﺩﺭ ﻧﺦ ﻏﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﯾﺰ
ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻩ ﮐﻮﺭ ﮐﻼﻓﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﺗﻠﻒ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﺎﻡ ﺧﻮﺩﯾﻢ
ﺣﺎﻝ،ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﯿﺴﺖ ،ﺭﻓﯿﻖ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺑﺠﻮﯾﻢ ،ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ ،ﻧﯿﺎ ،ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ


ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار فردوس اعظم -14 , | بازديد : 508

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 


رفته به باد کبر و ریا, آبرویتان
دیگر نگاه کس نگشاید برویتان

گاهی ﺧﺸﻨﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ چنگیز میشوید
گفتند رفته است به او خلق و خو یتان

بویی ز باغ معرفتی هم نبرده اید
پر کرده اید باغ جهان را ز بویتان

آنقدر روی خواسته اصرار می‌‌کنید
حالا گرفته است صدا در گلویتان

اینسان که وا نموده در گفتگوی را
همواره بسته باد در گفتگویتان

مستانِ نام و جاه حیایی کنید, چیست
جای شراب زهد میان سبویتان

برنامههایتان همگی آبشستهاند
نقشی بر آب شد همه ی آرزویتان

 

 

ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ

 

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ﻋﯿﻨﻚ ﻧﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ،ﺷﻤﺎ ﻛﺞ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﺘﯿﺪ
ﺑﯽ ﻗﺪﺭ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯿﺪ همان ﺑﺪﮔﻬﺮ ﺍﺳﺘﯿﺪ

ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪﺍﯼ ﺟﻠﻮﻩ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ﺑﻪ ﺻﺪ ﺭﻧﮓ
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺻﻔﺘﺎﻧﯿﺪ ،ﺷﻤﺎ ﭘﺮﺷﺮﺭ ﺍﺳﺘﯿﺪ

ﺟﺰ ﺻﻮﺭﺕ ﭼﺮﻛﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﺪﯾﺪﯾﺪ
ﺍﺯ ﻏﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﺍﺗﺎﻥ ﺑﯽﻫﻨﺮ ﺍﺳﺘﯿﺪ

ﺟﺰ ﺩﺭ ﻃﻠﺐ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﺒﻮﺩﯾﺪ
ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻃﺮﺡ ﺩﮔﺮ ﺍﺳﺘﯿﺪ

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﮔﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﮔﺸﻮﺩﯾﻢ
ﺩﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﮔﯽ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻭ ﮐﺮ ﺍﺳﺘﯿﺪ

ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ
ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﯾﮥ ﻫﺮ ﺩﺭﺩ ﺳﺮ ﺍﺳﺘﯿﺪ

 

 

فردوس اعظم

 

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 


ﺑﺎ ﺍﻟﻬﺎﻡ ﺍﺯ ﺷﻌﺮ " ﺑﭽﮕﯽ" ﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻻﯾﻖ

**

ﯾﺎﺩ ﺑﺎﺩ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ،ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ
ﺑﯽ ﻏﻤﯽ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ - ﻧﻮﺑﻬﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﺳﯿﻨﻪﻫﺎ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻋﺸﻖ ﻭ ﭼﺸﻢﻫﺎ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺷﻮﻕ
ﻗﻠﺐﻫﺎ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼﻫﺎ - ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺎﺯﯼ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻗﺒﻠﻪ ﮔﺎﻩ
ﭼﺸﻢ ﺩﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺭﻩ ﺍﻭ ،ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻓﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ
ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ،ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﺳﻮﯼ ﺻﺤﺮﺍ ،ﺳﺒﺰﻩ ﺑﺎ ﺩﻝﻫﺎ ﮔﺮﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ،ﺁﻩ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﭽﮕﯽ ﺍﻡ ،ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﻧﺰﺩ ﺧﺎﻧﻪ ،ﭘﯿﺶ ﺣﻮﻟﯽ ﯾﮏ ﭼﻨﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﯾﺎﺑﻢ ﺩﮔﺮ ،ﺁﻥ ﺳﺎﯾﺪﺍﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ !

ﻟﺤﻈﻪﻫﺎ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﻟﺐ ﺟﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ
ﻟﺤﻈﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﻧﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺷﻌﺮ ﺑﻮﺩﻡ ،ﻧﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻓﻜﺮﻡ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺑﻨﺪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺩﯾﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﭼﻨﺪﻣﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﺩﺭﯾﻎ ﺑﭽﮕﯽ
ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﮔﻢ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺁﻥ ﺧﻤﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

ﺑﭽﮕﯽ ﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﻻﯾﻖ ﺑﯽ ﮐﺲ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺮﻓﺖ *
ﺣﺎﻟﯿﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪﻡ ﺯ - ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ

 

 


فردوس اعظم
 


*ﺑﭽﮕﯽ ﺍﻡ ﺑﯽﮐﺲ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ
. (ﻻﯾﻖ )

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار فردوس اعظم -14 , | بازديد : 384

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


من به دست شعر دل‌ها را تصرف می كنم
صورت زشت زمان را حسن یوسف می كنم

چز غزل چیزی نخواهم گفت ‌ای اهل سخن
بر شما دل پاره هایم را تعارف می كنم

گاه میگریم درون شعر‌های ناتمام
چشمهایم را گهی پر از تأسف می كنم

هر چه می خواهید ,بر دارید ,جز سیگار من
چون که با سیگار درد سینه را پف می كنم

گاه بر دلهایتان خرسندی میبخشم ,گهی
سینه‌ها را عاری از رنج و تكلف می كنم

آن چه گفتم نیست چندان دلپسند و دلنشین
ناتمام است این غزل اما توقف می کنم

 


فردوس اعظم
تاجیکستان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار فردوس اعظم -14 , | بازديد : 368

نوشته شده در تاريخ شنبه 19 ارديبهشت 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ﺗﻘﺪﻳﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﻻﻫﻮﺭﯼ

**

* ﻏﻨﭽﮥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ
ﻗﻮﻡ ﻧﺎﺁﮔﺎﻩ ﺭﺍ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﻭﺣﺪﺕ ﻭ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ " ﭘﯿﺎﻡ ﻣﺸﺮﻕ " ﺍﺕ
ﺑﯿﺖ ﺑﯿﺖ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﺧﻮﺩﺷﻨﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ
ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﻃﺮ ﺡ ﻧﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯽ ﺑﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﻡ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﭘﺮﭼﻤﺶ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﮥ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﻫﺴﺖ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﺑﯽ ﻣﺎﯾﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺮﻧﮓ
ﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻓﺮﻳﻦ

ﺗﻜﯿﻪ ﺑﺮ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩﯼ، ﻏﺮﺏ ﺭﺍ
ﺑﺮ ﺳﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﺸﺎﻥ ﺁﻭﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﺍﺯ ﺭﻣﻮﺯ ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﮔﻔﺘﯽّ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺧﻮﺩﯼ
ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺁﺛﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ " ﭘﺲ ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩﺍﯼ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺷﺮﻕ؟ "
ﻏﻨﭽﮥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ

 

*ﺍﯼ ﻏﻨﭽﮥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﭼﻮ ﻧﺮﮔﺲ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺧﯿﺰ

ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ
 

اين شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد