تبلیغات اینترنتیclose
ناله مي گريد ببين روي لب خاموش من ( فردوس اعظم )
پیچک ( فردوس اعظم )
شعر و ادب پارسی


در كشور دلم بخدا شهرياري تو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 دی 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

غصّه ها را خورده ام تا غصّه هايت کم شود

**
ناله مي گريد ببين روي لب خاموش من
سايه ي اندوه افتاده کنون بر دوش من

آنقدر گفتم ز تنهايي کسي باور نکرد
شرفه ي پاي فراموشي بود در گوش من

اي که از گرماي آغوش تنت مي سوختم
چون زمستان سرد شد بعد از تو اين آغوش من

غصّه ها را خورده ام تا غصّه هايت کم شود
طعم تلخي مي کند اينک دهان نوش من

روزها را کور کردم تا شوم با شب قرين
دفتر و شعر وغزل باشد همي شب پوش من

خواستم تا عشق را پنهان کنم از ديگران
عشق خود آمد برون از ديگ بي سرپوش من

شب چو مي آيد در اين خلوت سراي بي کسي
شعر مي آيد سراغ اين دل پر جوش من


 فردوس اعظم
http://firdavs.blogfa.com/1393/09/3

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار فردوس اعظم -6 , | بازديد : 284