تبلیغات اینترنتیclose
چشم مرا مسابه باران نمود و رفت( فردوس اعظم )
پیچک ( فردوس اعظم )
شعر و ادب پارسی


در كشور دلم بخدا شهرياري تو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 دی 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

پاييز را گرفت و زمستان نمود و رفت
**
چشم مرا مسابه باران نمود و رفت
با قلب من جفاي فراوان نمود و رفت

آيينه هاي خاطره ها را شکست و بعد
دل را ميان بي کسي زندان نمود و رفت

آني که عاشقانه پرستدمش،چرا
حالا به کار عاشقي پايان نمود و رفت؟

آني که هم قرار بود و هم دواي درد
حال مرا دوباره پريشان نمود و رفت

او از تبار آيينه ها بود و بيخبر
خود را درون آيينه پنهان نمود و رفت

با بي تفاوتي و غرور زنانه اش
پاييز را گرفت و زمستان نمود و رفت

او رفته است و آه سراغم نمي كند
تنها مرا ميان خيابان نمود و رفت

 

 فردوس اعظم
http://firdavs.blogfa.com/1393/10/1

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار فردوس اعظم -6 , | بازديد : 331