تبلیغات اینترنتیclose
به باغ رفتم و ديدم كبوتران ,همه خپ( فردوس اعظم ) ...
پیچک ( فردوس اعظم )
شعر و ادب پارسی


در كشور دلم بخدا شهرياري تو



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 دی 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


پرنده ها همه خاموش و بيزبان ,همه خپ

**
به باغ رفتم و ديدم كبوتران ,همه خپ
و سروها همه پژمرده ,باغبان ,همه خپ

نگاه ها همه مايوس و چهره ها همه زرد
و كوچه ها همه خالي و عابران ,همه خپ

و شاخ ها همه خشكيده ,سارها همه گنگ
پرنده ها همه خاموش و بيزبان ,همه خپ

چراغ ها همه مردند و کس نگفت چه شد
كه مردمان همه گنگند و ناتوان ,همه خپ

مگر گرفته دل آسمان چو سينه من
كه اختران همه بينور و کهکشان همه خپ

چه آفتيست در اين شهر ,من که بي خبرم
به هر کجا که نگه ميکنم ,عيان,همه خپ

 


فردوس اعظم
 

(خپ - خاموشي , ساکت. (برهان قاطع *

گرشمس تبريزي مرا کردي اشارت گفتمي
ايندم چو تنگ آورده است خپ کردم از بيش و ز کم .

(مولوي)

http://firdavs.blogfa.com/1393/10/1

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار فردوس اعظم -6 , | بازديد : 253